المحقق السبزواري
366
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
دست و پايى مىتوان زد بند اگر بر دست و پاست * واى بر حال گرفتارى كه بندش بر دل است « 1 » و در امثال آمده كه مرغ وحشى را به دام توان گرفت و آدمى را به احسان و اكرام صيد توان كرد ، چنان كه به خاطر خسرو رسيده بود ، آتش مخالفتش به آبى كه از سرچشمهء احسان پادشاهى ترشّح كرد فرونشست و بيخ نهال كينه از سينهء او به قوّت سرپنجهء كرم سلطانى منقطع گشت . و بعد از آن ، چون بندگان صافى طويّت « 2 » به خلوص نيّت كمر جانسپارى بر ميان خدمتكارى بسته ، بقيّهء عمر از طريق فرمانبردارى و خدمتكارى روى برنتافت .
--> ( 1 ) . چنان كه در حاشيه نسخهء اصل ذكر شده شعر از شيخ على كمرهاى است . ( 2 ) . نيّت ، انديشه .